با روستای عجیب ایستا در ایران اشنا شوید

به گزارش سایت دلنا تصور کنید که حدودا صد سال به عقب بازگردید و در دوره ای زندگی کنید که هیچ تکنولوژی وجود ندارد. برای روشنایی باید از نور فانوسی استفاده کنید که با روغن حیوانی می سوزد، آب را باید از چاه بکشید و مسلما از تلفن و گوشی و اینترنت هم هیچ خبری نباشد. روستای “ایستا” در طالقان ایران تمام این شرایط را دارد……

با روستای عجیب ایستا در ایران اشنا شوید

با روستای عجیب ایستا در ایران اشنا شوید

 

مشخصات روستای ایستا :

مردم این روستا شناسنامه ندارند و جز جمعیت ایران محسوب نمی‌شوند. در آنجا هیچ جشنی وجود ندارد، نه عروسی نه عزا. مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همان‌طور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. فرزندان آن ها در مکتب خانه هایی به سبک قدیم درس می خوانند و تنها مسائل شرعی و قرآن را می آموزند.متمول هستند و از طریق فروش زمین‌های پدری شان در تبریز روزگار می‌گذرانند. گوشت کم می خورند آن هم از گوشت حیوانات نر حلال گوشت. از میهمانان خود با چای پذیرایی می کنند، اما خود نمی نوشند.

این مردم، شیعه دوازده امامی هستند و نماز و روزه را بجا می آورند، اما در انجام برخی مسائل شرعی با بقیه شیعه ها متفاوتند. بیشتر در خانه یا کنار رودخانه، آهسته نیایش می کنند، از عباداتشان، منتظر ایستادن در کنار رودخانه می باشد، زیرا اعتقاد دارند که امام زمان از کنار رودخانه ظهور می کند.اهالی آنجا به انتظاریون یا اهل توقف معروفند. تأکید می کنند که سبب اصلی پرهیزشان از زندگی امروزی به علت تشبه آن به زندگی کفار و بدعت بودن آنهاست. به طور مثال، تزریق خون را به کسی که برای ادامه زندگی اش به آن نیازمند است به سبب بدعت روا نمی دانند و سلامتی و عمر حاصل از این شیوه را نیز بی برکت توصیف می کنند. به زیارت امامان شیعه نمی روند؛ زیرا استفاده از وسایل نقلیه امروزی را جایز نمی دانند

آن‌ها در واقع پیروان میرزا صادق مجتهدی می باشند که در سال ۱۲۷۴ به دنیا آمد و عقاید بسیار تجدد ستیزانه ای داشت. او معتقد بود که حکومت فقط از آن خدا، پیامبرش و سپس امامان منصوب می باشد، از مخالفان سرسخت مشروطیت بود. این مجتهد، مشروطیت و انقلاب فرانسه را از عوامل بدعت آفرین می دانست. این فرقه پس از او به شاگردان و پیروانش منتقل شد. طرفداران فرقه انتظاریون، پس از فوت میرزا صادق از تبریز به تنکابن و سپس به طالقان مهاجرت کردند و از آن زمان در همین روستا ماندگار شده اند.

نکته جالب توجه در این فرقه این است که فرزندان آن ها پس از رسیدن به سن بلوغ می توانند تصمیم بگیرند که در روستا بمانند و به همان سبک زندگی ادامه دهند و یا به شهر تبریز بازگردند.